پارت شصت و چهارم :

- حالا ... اگه ممکنه تمام عکسهایی که از دخترم داری بهم بده. هر چی که هست. هر چقدر لازمه بابتش چک مینویســـ...
- این حرفو نزنین لطفا... فقط الان چیزی همراهم نیست. کلی عکس از دخترتون دارم که تو کامپیوترمه. اما اینجا نیست.
- کجاست؟... هر جا باشه من خودم میبرمتون. شمام جای دختر خودم. فقط وقت زیادی ندارم تا آخر این هفته با خانومم عازم پاریسم. میرم پیش برادرم. اینجا بدون فرشته برامون جهنمه.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مبینا

    0

    عبارت« بهار نارنج» فقط به اسم نمایشگاه محدود نمیشه. به نظر میرسه همراه واقعی تک تک اشخاص توی عکس ها هم بوده...چه قدر دلم خواست یه همچین نمایشگاهی واقعا وجود داشت و میدیدمش

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    انگار همه ی سوژه هاش یه ربطی به بهار نارنج دارن...اون پیرمرده،اینم این دختره...

    ۱ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    بله کلا اسم مجموعه آثارش در این گالری هم همینه دیگه «راز گل بهارنارنج»

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️